close
تبلیغات در اینترنت
پایان نامه خلاقیت و افزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه روانشناسی

خانه | پست الکترونیک | آرشیو

دانلود فایل های آموزشی

دانلود نمونه سوال فايل هاي آموزشي و پژوهشي نقد و بررسي مظالب دانشگاهي پروژه هاي دانشجويي تحقيق و مقاله


پایان نامه خلاقیت و افزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه روانشناسی

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

 

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

" elmyar.net"

هفدهم :

قرن هجدهم : سرانجام در قرن هجدهم ، بين صاحب سرمايه و فردي كه به سرمايه نياز دارد تفاوت گذاشته شد . به بيان ديگر ، كارآفرين از تأمين كنندة سرمايه ( به بيان امروز سرمايه گذار فعاليت كارآفرينانه ) متمايز شد . يكي از دلايل اين تمايز ، صنعتي شدن همه جانبه اي بود كه در جهان به وقوع پيوست . بسياري از اختراعهايي كه در اين دوران تحقق يافت واكنشهايي در مقابل تغييرات دنياي آن روز بود ، آن چنان كه اختراعهاي الي ويتني و توماس اديسون نيز همين گونه به وقوع پيوستند. ويتني و اديسون فناوريهاي جديدي را به وجود آوردند و هر دو در تأمين منابع مالي اختراعهايشان ناتوان بودند . ويتني پول مورد نياز براي توليد پارچة جين كتاني را از دارايي سلب شدة خانوادة سلطنتي انگليس فراهم ساخت و اديسون براي بهره برداري و انجام آزمايش در زمينه هاي برق و شيمي از منابع مالي خصوصي بهره برد . هردو بكار برندگان سرمايه بودند ( كارآفرينان ) نه تأمين كنندگان آن ( سرمايه گذاران فعاليتهاي كارآفرينانه ) سرمايه گذار فعاليت كارآفرينانه ، مدير حرفه اي پول است كه سرمايه هاي مخاطره آميز را از سرمايه هاي ثابت و به منظور كسب ضريب بالاي بازگشت سرمايه فراهم مي كند  ( هيسريچ و پيترز ، ترجمه: فيض بخش ،  1383 ).

كارنگي ، كه از خانواده اي فقير و اسكاتلندي بود ، صنعت استيل آمريكا را به يكي از اعجاب انگيزترين صنايع دنيا تبديل كرد . در اين راه رقابت مداوم او بيش از ابداع و خلاقيتش نقش داشت  ( هيسريچ و پيترز ، ترجمه: فيض بخش ،  1383 ).

در آخرین دهه های قرن بیستم , با رونق تکنولوژی اطلاعات سر فصل دیگری در مبحث کارآفرینی تکنولوژیک پدید آمد . کارآفرینانی چون بیل گیتس , مفهوم تخریب خلاقانه شومپیتر را با تکیه بر تکنولوژی اطلاعات به تصویر کشیده اند . در سالهای اخیر رشد کارآفرینی تکنولوژیک بر مبنای تکنولوژی اطلاعات به حدی بوده است که برخی صاحبنظران , اطلاق  «عصر کارآفرینی» به عصر حاضر را ناشی از از همین رویداد می دانند (مقصودی, 1384).

وا‌‍‌ژه كارآفريني بيش از دو قرن نيست كه در ادبيات مديريت و اقتصاد وارد شده و مانند ساير وا‌‍‌ژه ها تغييرات زيادي را به خود گرفته و از رشد تكاملي برخوردار بوده است. سير تكامل فعالان اقتصادي يا كارآفرينان نشان مي دهد كه كارآفريني در نظريه هاي اقتصادي تبلور يافته و به عنوان عامل اصلي ايجاد ثروت يا موجد ارزش اقتصادي شناخته شده و از قرن پانزدهم تاكنون ، در كانون مكاتب مختلف اقتصادي قرار داشته است. پيروان مكتب سوداگري يا مركانتليست ها كه « توماس مان » موجد آن است ، بازرگاناني را كه در كار تجارت طلا و نقره دست داشتند كارآفرين مي دانستند ، فيزيوكراتها يا طبيعت گرايان منشأ ايجاد ثروت را زمين و فعالان كشاورزي را كارآفرين مي گفتند كلاسيكها يعني آدام اسميت ، ‌ژان باتيست سه و جان استوارت ميل ، عوامل اصلي ثروت آفريني را نيروي كار ، سرمايه و مواد اوليه معرفي كرده اند و كشورهايي مثل ايتاليا و انگليس بعد از دوران رنسانس فعاليتهاي زيادي را روي اين مسئله انجام دادند. بعد از مكتب كلاسيكها ، فرد جديدي به نام شومپيتر مقوله اي را به نام كارآفريني مطرح كرد و آن را به عنوان موتور توسعه اقتصادي معرفي كرد. شومپيتر كه از اعضاي مكتب اقتصادي آلمان است و در واقع پدركارآفريني محسوب مي شود ، در سال 1948 چنين بيان مي كند اين توليد هست كه فعاليتي داراي ارزش مي شود اين توليد از طريق عامل موجد ارزش نوآوري است ، چيزي كه تاكنون به آن توجه نشده است اساس حرف در اين است كه تخريب خلاق باعث مي شود تا زاد و ولد و ايجاد رشد شركتها از طريق نوآوران به وجود آيد او مي گويد : كساني كه در هر فعاليت و كسب و كار تجاري ، محصول جديدي توليد مي كنند ، يا روشهاي جديدي در فرآيند توليد ، بازاريابي و …… به كار مي گيرند و يا از منابع جديدي استفاده مي كنند و يا مؤسسه جديدي را تأسيس مي كنند ، داراي ويژگيهاي كارآفريني هستند و نوآور محسوب مي شوند (احمدپور , 1383).

رابينز در تعريف كارآفريني ميگويد : « كارآفريني عبارت است از قبول مخاطره ، تعقيب فرصتها و ارضاي نيازها و خواستها از طريق نوآوري و تأسيس يك كسب و كار ، وكارآفرين ها افرادي هستند كه چنين نقشي را ايفاء مي كنند » مطالعة كارآفريني حيطة گسترده اي از رشته هاي مديريت ، اقتصاد ، جامعه شناسي و روانشناسي را در بر مي گيرد و داراي ماهيت ميان رشته اي است. در اين جا بود كه روان شناسان به كمك علم اقتصاد آمدند و تلاش آنها در سه دهه 50 تا 70 به اين نكته بود كه آيا مي توان افرادي را شناخت كه نشدنيها را شدني كنند ، افرادي كه خيلي خلاق و جدي هستند ، عزم و اراده و پشت كارشان زياد است و…. طبق نگرش روانشناختي ، ويژگيهاي شخصيتي و معيني ، افراد را مستعدكارآفريني مي كند. بنابر اين يكي از مباحثي كه درباره آن تحقيق شده ، جستجو براي تعيين ويژگيهاي روانشناختي مشترك كارآفرينها است (احمدپور , 1383).

سؤالي كه در اين جا مطرح مي شود اين است كه آيا فقط ويژگيهاي فردي است كه باعث موفقيت فرد مي شود و يك مؤسسه را موفق مي كند يا نه ؟ در اين رابطه جامعه شناسان به كمك روانشناسان آمدند و مسايل اجتماعي را مطرح كردند كه در واقع اصل موضوع شبيه به مثال معروف است كه مي گويد : اگر شما بذر خوبي داشته باشيد ولي زمين مناسبي نداشته باشيد ممكن است آن بذر در آن زمين رشد كند. اما اگر زمين مناسبي داشته باشيد ولي بذر خوبي نداشته باشيد ممكن است در آن زمين مناسب بذر هرطور شده رشد كند. اين دو انديشه با هم تلاقي دارند و به همين دليل جوامع ، دولتها و سازمانها به فكر شناسايي بستر مناسب براي رشد و پرورش كارآفرينان افتادند كه مقوله جديدي است (هاشمی, 1380).

اقتصاددانان بيشتر نقشهاي كاركردي كارآفرين را مورد مطالعه قرار داده و جامعه شناسان و روانشناسان نيز ابعاد فرهنگي و اجتماعي تأثيرات محيط بر فرد و ويژگيهاي شخصي وي را بررسي كرده اند (احمدپور, 1382).

دیدگاههای جدید:

يكي ازمهمترين ديدگاههاي ارائه شده كه درهمين راستا است بوم شناسي جمعيت مي باشد اين ديدگاه نسبتاً جديد ، توانايي سازمانهاي موفق دروفق دادن خود با تغييرات محيطي را يكي از ويژگيهاي برجسته آنها مي داند ، و تأكيد دارد كه چنين سازمانهايي بقاء خواهند يافت. از طريقي اين ساز و كار انتخاب ، محيط ، ويژگيهاي ضروري جمعيت سازمانها را تعيين مي كند و تأثير نهايي را بر تخصيص منابع كارآفرينانه مي گذارد . نظريه ديگر كه برخلاف ديدگاه بوم شناسي جمعيت مي باشد ، انطباق پذيري استراتژيك ناميده مي شود ، تنوع رفتاري را كه براساس آن سازمانهاي انطباق پذير انتخاب شده  و بقاء مي يابند ، به عنوان يكي از ضروري ترين ويژگي هاي سازمان ها ، معرفي مي نمايد . در حالي كه پيش از اين بيشتر محققين معتقد بودند كه تنها تصميمات كارآفرين به موفقيت او و سازمانش منجر مي شوند . اين ديدگاه ، انطباق استراتژيك و پيش بيني شرايط محيطي را در تأسيس و موفقيت شركت مؤثر مي داند (احمدپور , 1382).

         
  • تلاش براي مفهوم سازي كارآفرين ازمكاتب اقتصادي آغازگرديد و توسط روان شناسان و سپس جامعه شناسان و محققين علم مديريت ادامه يافت .

با بررسي نظريه هاي اقتصادي كارآفريني در مرحله اول ، مشاهده مي شود كه درانديشه و تفكر اقتصادي ، هيچ نظريه و تعريفي كه مورد قبول همه صاحبنظران باشد وجود ندارد و اقتصاد دانان از ديدگاههاي متفاوت به بررسي اين موضوع پرداخته اند . به طور كلي ، خاستگاه بحث كارآفريني عليرغم ديدگاهها و تعاريف متفاوت و بعضاً مغاير در تفكر و مكاتب اقتصادي قرار دارد . ديدگاههاي مربوط به كارآفريني همانند ساير مفاهيم اقتصادي

 مانند : تعادل ، بازار ، قيمت ، تحت تأثير ديدگاههاي مكاتب اقتصادي و صاحبنظران مطرح در آن مكاتب بوده است (احمدپور , 1383).

نظريه هاي اقتصاد با دو سؤال اساسي راجع به جامعه روبرو هستند . اول اينكه چگونه يك جامعه ثروت جديد را ايجاد مي كند . دوم اينكه چگونه يك جامعه ثروت را ميان اعضاي خود توزيع مي نمايد . بديهي است كه پاسخ به اين دو سوال كه پيشرفت اجتماعي را تضمين ميكند مستلزم وجود ساز وكارهاي است كه راه حل هاي ارائه شده را عملي ميسازد . در اين ميان كارآفريني يكي از ساز و كارهاي مهمي به شمار مي رود كه ايجاد و توزيع ثروت را تضمين مي كند . با مروري بر نظرات اقتصادي ارائه شده در اين فصل ، يكي از كاركردهاي مهم كارآفريني در رابطه با ايجاد و توزيع ثروت توضيح داده شد (احمدپور,1383).

 

بيشتر تحقيقات در جستجوي تعيين عوامل روانشناختي و شخصيتي كارآفرينان موفق بوده است . يكي از دلايل اصلي انجام اين مطالعات شناسايي ويژگي هاي منحصر به فرد كارآفرينان موفق است . با شناخت اين ويژگي ها مي توان افراد داراي اين ويژگي ها را به كارآفرين شدن تشويق و افراد فاقد اين ويژگي ها را به اجتناب از كارآفريني هدايت نمود كه در اين صورت به افزايش تعداد شركتهاي نوپاي موفق ، مي انجامد . عليرغم اين تلاشها به نظر مي رسد كه هم اكنون نيز هيچگونه الگوي قابل استناد براي تشخيص كارآفرينان موفق از غير موفق وجود ندارد . به همين جهت ، اين گونه مطالعات مورد انتقاد واقع شده است .

در واقع ، با اين ديدگاه علاوه بر ويژگيهاي شخصيتي كه در رويكرد ويژگيها مورد تأكيد است ، عوامل محيطي و ويژگيهاي رفتاري فرد ، شامل تجارب و سوابق شخصي و فردي وي نيز مورد توجه قرار مي گيرد (احمدپور, 1383).

  • شرايط كودكي و تأثير خانواده .
  • الگوي نقش .
  • تجارب شغلي قبلي .
  • تحصيلات .
  • مهاجرت (احمدپور, 1383).

آنچه كه مي بايستي مورد توجه قرار گيرد اين است كه هدف محققين در رويكرد ويژگي ها و مدلهاي محتوايي ، يافتن يك چارچوب روانشناسانه و ارائه تعريف كارآفريني بر مبناي يكسري ويژگي هاي فردي بوده است كه با توجه به محدوديت تحقيقات در پرداختن و اظهار نظر قطعي راجع به اين ويژگي هاي فردي ، ارائه مدل محتوايي فراگير همواره عقيم مانده است . بر اين اساس ، محققين به جاي پرداختن به رويكرد ويژگي ها ، به رويكرد رفتاري و مدلهاي فرآيندي روي آورده اند (احمدپور, 1383).

مدلهاي فرآيندي :

ب- فرآيند چند بعدي :

فرضيه هاي پژوهش :

فرضيه های فرعي:

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:



+ نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردين 1396 ساعت 13:14 توسط aaaa | | تعداد بازدید : 1

مطالب قبلی

» عوامل کلی مؤثر بر مطلوبیت مسکن-معماری پایدار
» طراحی مرکز درمانی و حمایت از کودکان سرطانی بارویکرد معماری سبز
» اصول طراحی سبز
» مولفه های مدیریت زنجیره تامین سبز
» توسعه مدیریت زنجیره تامین سبز
» پایان نامه اجزای سرمایه های فکری(سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری،سرمایه مشتری) و عملکرد سازمانی
» جرم شناختی سرقت در فضای سایبری-رشته حقوق
» حل مسئله مسیریابی وسایل نقلیه چند انبار با پنجره زمانی
» پایان نامه سرمایه های فکری(سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری،سرمایه مشتری)
» پایان نامه سرمایه های فکری و اثر آن بر عملكرد سازمانی

صفحات وبلاگ

منوی اصلی

تبلیغات

دسته بندی خبر ها

نظر سنجی

درباره ی ما


آرشیو

پیوند های وبلاگ

امار وبلاگ

امکانات


Powered By
rozblog.com

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ postca محفوظ می باشد.